غارهای کارستی کرمانشاهان و جایگاه آن‌ها در مطالعات باستان‌شناسی ایران و جهان

غارهای کارستی کرمانشاهان و جایگاه آن‌ها در مطالعات باستان‌شناسی ایران و جهان

گفتگوی دکتر فریدون بیگلری با نشریه کرمانشاهاب، سال سوم، شماره 17، اردیبهشت 1399

این گفتگو در نشریه کرمانشاهاب، سال سوم، شماره 17 منتشر شده است، و از فایل پی.دی.اف آن در وبلاگ دکتر فریدون بیگلری برداشته شده است. 

  • نخست توضیحی درباره اهمیت غارها در زندگی بشر و اینکه در چه دوره‌هایی غارها بیشتر مورد توجه انسان‌ها بوده‌اند و به چه دلیل؟

غار به عنوان یک پناهگاه، مکانی آئینی یا حتی تدفین‌گاه در دوره‌های مختلف پیش از تاریخی و تاریخی مورد توجه انسان بوده است، و طبق مدارک باستان‌شناسی حداقل نزدیک به دو میلیون سال است که بشر از غار استفاده می‌کرده است. اما از حدود چند صدهزار سال پیش و با پیدایش انسان نئاندرتال و انسان مدرن باستانی شواهد استفاده از غار بیشتر شده است. البته منظور من از استفاده از سکونت‌های کوتاه مدت و فصلی است و برخلاف تصور عمومی انسان‌های دوره‌ی پارینه‌سنگی غارنشین نبودند. در این خصوص تصور غلطی وجود دارد که حتی در میان برخی از باستان‌شناسان هم دیده می‌شود. طبق این تصور منسوخ، بشر در عصر پارینه‌سنگی به طور دائم در غارها زندگی می‌کرد و با بهتر شدن وضعیت اقلیم در حدود ده هزار سال پیش به دشت‌ها آمد. اما مدارک و یافته‌های مختلف نشان می‌دهد این تصور کاملا غلط است. پژوهش‌های باستان‌شناسی در غارهای دوران پارینه‌سنگی و مطالعات قوم‌نگاری روی اقوام شکارورز در استرالیا، اقیانوسیه، جنوب‌شرق آسیا، آفریقا و سایر نقاط جهان نشان داده، که جوامع شکارگر و گردآور عصر پارینه‌سنگی تنها به‌صورت موقت و فصلی از غارها استفاده می‌کردند.

 

غارهای کارستی کرمانشاهان و جایگاه آن‌ها در مطالعات باستان‌شناسی ایران و جهان
غاری با آثار سکونت دوران پارینه‌سنگی در کوه شاهو، عکس از دکتر فریدون بیگلری

غارهای کارستی کرمانشاهان و جایگاه آن‌ها در مطالعات باستان‌شناسی ایران و جهان

در واقع انسان در دوره‌های مختلف پارینه‌سنگی بیشتر در دشت‌ها و نزدیک به چشمه‌ها و رودخانه‌ها مستقر می‌شد و به‌صورت گذری بین چند هفته تا چند ماه در دهانه غارها ساکن می‌شده است. دلیل این شیوه استفاده از غارها در سیستم معیشتی این شکارگر – گردآوران اولیه نهفته است، که برای دسترسی به منابع خوراکی و شکار می‌بایست همیشه در حرکت و جستجو باشند.در دوران پارینه‌سنگی علاوه، بر کاربرد سکونتگاهی، غارها محلی برای تدفین مردگان و ذخیره کردن برخی مایحتاج مثل سنگ مناسب ابزارسازی و در اواخر این دوره محل ذخیره خوراک و ایجاد هنرهایی چون نقاشی غار و حکاکی بودند، در اواخر پیش از تاریخ یعنی از حدود ده هزار سال پیش به این طرف یعنی دوره‌های روستانشینی و دوره‌های بعدی تاریخی کاربرد غار متنوع‌تر شد و بشر این دوره از غار به‌عنوان آغل دام، انبار غله، تدفین مردگان، برگزاری مراسم آئینی، و غیره استفاده می‌کرد. در دوره‌های تاریخی جدید‌تر بشر حتی شروع به دست‌کاری فضای داخلی غارها کرد و با تراش دیوارها فضاها را گسترش و اتاقک‌هایی را ایجاد کردند که هم کاربرد آئینی و هم تدافعی داشتند، نمونه‌های چنین غارهایی در اکثر نقاط ایران دیده می‌شود.

بررسی غاری در بیستون، عکس از لطیف فتاحی

ریشه‌های دلایل کاربرد آئینی غارها به دوران پیش از تاریخ برمی‌گردد. یکی از قدیمی‌ترین مدارک احتمالی استفاده آئینی از غار مربوط به حدود 176 هزارسال پیش در غار برونیکل در فرانسه است که انسان نئاندرتال با استفاده از ستون‌های طبیعی استالاگمیت و استالاکتیت محیط‌های بیضی شکل محصوری را در کف غار ایجاد کرده است. بشر از حدود پنجاه هزارسال پیش بر دیواره دالان‌های تاریک و رازآمیز غارها آثار تجسمی آفریده که بازتاب اندیشه‌ها و جهان‌بینی آن‌ها است. ردپای این جنبه رازآلود آئینی غار را می‌توان در آئین‌ها و اسطوره‌های کهن جهان از جمله ایران مشاهده کرد. برای مثال در آئین کهن مهری غاری عمیق و تاریک در البرز زادگاه مهر معرفی شده است.

غارهای کارستی کرمانشاهان و جایگاه آن‌ها در مطالعات باستان‌شناسی ایران و جهان
دکتر فریدون بیگلری در حین بررسی غاری در هورامان، عکس از سید مرتضی رحمتی
  • لطفا توضیحی در خصوص غارهای مهم باستانی در استان کرمانشاه و یافته‌های باستان‌شناسی آن‌ها بدهید و بفرمائید قدیمی‌ترین و متاخرترین آثار مربوط به کدام غارها هستند؟

کرمانشاه پیشینه طولانی در پژوهش‌های باستان‌شناسی غار دارد. در واقع نخستین غار با آثار عصر پارینه‌سنگی که در ایران کاوش شد، در بیستون است. این غار کوچک که نزدیک کتیبه داریوش قرار دارد در سال 1328 توسط یکی از انسان‌شناسان مشهور آن دوره به‌نام، کارلتن کوون حفاری شد، که آثار قابل توجهی از دوره پارینه‌سنگی میانی از آن به دست آمد، در نتیجه این کاوش‌ها که تا عمق 6.5 متری از کف غار پائین رفت، آثار متعددی از جمله چندین هزار دست‌ساخته سنگی و هزاران قطعه استخوان و دندان جانوری به‌دست آمد. کوون در بررسی بقایای جانوری کشف شده در عمق 3.5 متری کاوش، تکه‌ای استخوان ساعد (زند زیرین) انسان و یک دندان پیشین شناسایی کرد که با توجه به ویژگی‌های ریخت‌شناسی ساعد آن را به انسان نئاندرتال نسبت داد. دندان یافت شده نیز به نظر او مربوط به همین گونه بود. اما بازنگری این دو نمونه مشخص کرد، دندان پیشین متعلق به گونه‌ای از گاوسانان است، اما استخوان ساعد دست راست قطعا متعلق به انسان بود، هر چند به طور قطع نمی‌شد آن را به انسان نئاندرتال نسبت داد. مقایسه اندازه‌های این نمونه با زند پیشین انسان نئاندرتال و دیگر نمونه‌های موجود نشان داد که این استخوان در گروه نئاندرتال و انسان مدرن دوره‌ی پارینه‌سنگی جدید جای می‌گیرد.

دندان کودک نئاندرتال از غار وزمه در اسلام‌آباد غرب بازسازی یک کودک نئاندرتال اثر توم بیورکلند

غار مهم دیگری که در کرمانشاه قرار دارد، وزمه است. این غار که در شهرستان اسلام‌آباد غرب است. در طول چند دهه اخیر مورد پژوهش بوده و اطلاعات مهمی از گونه‌های جانوری در فاصله زمانی بین 70 تا 110 هزار سال پیش این منطقه را ارایه کرده است. علاوه بر این یافته‌ها، بقایایی از استخوان‌بندی چندین انسان در آن یافت شده است که یکی از آن‌ها دندان آسیای کوچک آرواره بالایی کودکی است که در زمان مرگ بین شش تا ده‌سال داشته است. بررسی‌های چندسال اخیر بر روی این دندان که با استفاده از دستگاه تصویربرداری سه‌بعدی میکرو سی‌تی که دندان را با پرتوایکس برش‌نگاری کرد نشان داد که مربوط به انسان نئاندرتال است. با توجه به این مطالعه دندان کودک غار وزمه نخستین مدرک مستقیم از حضور انسان نئاندرتال در ایران محسوب می‌شود. انتشار نتایج مطالعات دندان کودک وزمه در سال گذشته و اثبات حضور نئاندرتال‌ها درایران در دوره‌ی پارینه‌سنگی میانی، انعکاس بسیار وسیعی در رسانه‌های داخل کشور و همچنین در سطح بین‌المللی داشت.

قدیمی‌ترین آثار سکونت انسان در غارهای کرمانشاه به دوره‌ی پارینه‌سنگی میانی بر می‌گردد که احتمالا در منطقه کرمانشاه بیش از صدهزار سال تا حدود چهل‌هزار سال قدمت دارد. آثار این دوره در غارهای بیستون، تنگ بزازخانه، تنگ کنشت، غار دو اشکفت، غار وزمه، غار کل داوود، پناهگاه یوان میان دربند، پناهگاه گلوان در هجیج و غارها و پناهگاه‌های دیگری در سایر مناطق کرمانشاه کشف شده است. در کاوش این غارها ابزارهای سنگی ساخته شده توسط انسان‌های نئاندرتال، بقایای استخوان حیوانات شکار شده، مثل گورخر، اسب وحشی، گاو وحشی، گوزن، بز کوهی و حتی استخوان حیوانات منقرض شده‌ای مثل شیر و کرگدن یافت شده است.

از دوره‌های بعدی که انسان مدرن به منطقه مهاجرت می‌کند و جایگزین انسان نئاندرتال می‌شود آثاری در بیستون تنگ کنشت، و دامنه‌های کوه فرخشاد، میان دربند و روانسر و مناطق دیگر استان یافت شده است. متاخرترین آثار یافته شده در غارهای استان مربوط به دوره‌های تاریخی و اسلامی است. برای مثال غار چشمه سهراب با توجه به شواهد باستان‌شناسی یافت شده و وجود اتاقک‌ها و پلکان و آب انبار احتمالا در دوره تاریخی کاربرد تدافعی و نظامی داشته است، یا غار کناچان در روستای شمشیر که به نظر در دوره‌ی اسلامی فضای داخلی آن دست‌کاری و کاربرد داشته است. غار قوری قلعه نیز از مثال‌های دیگر کاربرد غار در دوره تاریخی است که در حین آماده سازی فضای ورودی آن برای ایجاد مسیر دسترسی مجموعه‌ای از ظروف فلزی اواخر دوره‌ی ساسانی و اوایل دوره‌ی اسلامی در دهانه آن کشف شد. جالب اینجا است که سنت گسترش فضاهای غارهای طبیعی و ایجاد غارهای جدید حتی تا زمان حاضر هم ادامه یافته است. برای مثال غار حسین کوهکن در دروله جوانرود که توسط مرحوم حسین عثمانی طی مدت دو دهه از اواسط دهه پنجاه تا دهه هفتاد تراشیده شده و ساخته شد و می‌توان آن را بخشی از میراث معاصر محیط‌های کارستی کرمانشاه دانست.

  • ارزش و جایگاه غارهای باستانی کرمانشاه بیشتر از چه جنبه‌هایی است؟

این غارها از جنبه‌های مختلف باستان‌شناسی، دیرین محیط‌شناسی، تاریخی، قوم‌نگاری و جنبه‌های طبیعی اهمیت دارند و در واقع از داشته‌های فرهنگی – طبیعی بسیار مهم استان محسوب می‌شوند، کشف بقایای انسان نئاندرتال در این غارها با قدمت بیش از چهل‌هزار سال نه تنها برای تاریخ استان و کشور بلکه از جنبه بین‌المللی اهمیت دارد و باعث شد که نام کرمانشاه در کنار مناطق دیگر جهان که بقایای انسان‌ها در آن یافت شده دیده شود.

آثار و بقایای دوران پارینه‌سنگی در بسیاری از غارهای استان حفظ شده و این غارها در واقع آرشیو ارزشمند صدها هزارساله پیشینه سکونت انسانی و دیرین محیط آن‌ها هستند.

برای مثال همین غار وزمه باعث شد بدانیم که در حدود نه هزارسال پیش ساکنان کرمانشاه چه ویژگی‌های ظاهری داشته‌اند، گروهی از پژوهشگران دانشگاه ماینس آلمان، موزه تاریخ طبیعی پاریس و موزه ملی ایران در سال 1395 موفق شدند از یک تکه استخوان کف پای انسان که در این غار یافت شد دی.ان.ای باستانی استخراج کنند. این استخوان به روش کربن 14 سالیابی شد که نشان داد مربوط به 9 هزار سال پیش است. این دوره مصادف با شکل‌گیری نخستین روستاها و اهلی‌کردن بز و گوسفند در استان کرمانشاه است. نتیجه این مطالعات ژنتیک نشان داده که وی مذکر بوده و دارای موهای سیاه، چشمان قهوه‌ای و پوستی نسبتا تیره بوده است. بررسی ایزوتوپی این استخوان نشان داده که رژیم غذایی فرد مذکور بیشتر متکی بر غلات بوده است.

ابزارهای پارینه‌سنگی غار مر تاریک بیستون

  • آیا فکر می‌کنید به اندازه‌ای که باسته است، به اهمیت این غارهای تاریخی توجه شده یا نه؟

اگر به تاریخ غار و غارنوردی در ایران نگاه کنیم می‌بینیم که از دهه 1320 بود که غارها کم کم از جنبه ورزشی و غارنوردی مورد توجه ایرانیان قرار گرفتند. اما جنبه باستان‌شناسی و فرهنگی غارها چندان مورد توجه نبوده و عمدتا باستان‌شناسان خارجی به این جنبه از مطالعه غارهای ایران توجه داشتند و در اواخر همین دهه 1320 بود که گیرشمن غار تنگ پبده در خوزستان و کارلتن کوون غار بیستون در کرمانشاه را از جنبه باستان‌شناسی کاوش کردند.

توجه کمتر باستان‌شناسان ایرانی به باستان‌شناسی غار تا دهه‌ها ادامه پیدا کرد. من در سال 1391 در مقاله مفصلی با عنوان «تاریخچه‌ی پژوهش‌های پارینه‌سنگی ایران از آغاز تا اواخر دهه‌ی هفتاد» به این تاریخچه و دلایل کمرنگ بودند نقش ایرانیان در این پژوهش‌ها پرداخته‌ام.  باستان‌شناسی غار از اوایل دهه 1360 به تدریج مورد توجه باستان‌شناسان ایرانی قرار گرفت و یکی از اولین این مطالعات کشف تعدادی غار با آثار پارینه‌سنگی در بیستون بود که نتایج آن در مقاله‌ای با عنوان «گزارش مکان‌های نویافته دیرینه‌سنگی در بیستون» در مجله باستان‌شناسی و تاریخ در اواخر دهه هفتاد منتشر شد. خوشبختانه در حال حاضر باستان‌شناسی غار یکی از فعال‌ترین و به روزترین شاخه‌های باستان‌شناسی در کشورمان است که عمدتا هم توسط متخصصین ایرانی انجام می‌شود، و نتایج آن هم در سطح ملی و هم بین‌المللی مورد توجه بوده و هست. مشکلات عمده‌ای که در راه پژوهش‌های باستان‌شناسی غار وجود دارد در وهله اول کمبود اعتبارات و آزمایشگاه‌های تخصصی سالیابی و سایر پژوهش‌های آزمایشگاهی است. تشکیلات رسمی باستان‌شناسی ایران به‌طور سنتی بیشتر به دوران تاریخی و کاوش در مکان‌های این دوره متمایل بوده و در نتیجه بیشتر اعتبارات کاوش هم به این دوره‌ها اختصاص پیدا می‌کند. این کمبود اعتبار باعث شده بسیاری از پژوهشگران ایرانی با استفاده از بودجه‌های دانشگاه‌های خارجی و به طور مشترک با باستان‌شناسان خارجی در غارهای کشور به کاوش و پژوهش بپردازند.

مشکل بزرگ دیگر فعالیت‌های مخرب گنج‌یابان و حفاران غیر مجاز است که متاسفانه در چند دهه اخیر بسیاری از غارها را به امید واهی یافتن گنج حفاری و لایه‌های باستانی را به هم ریخته‌اند. نمونه بسیار تاسف‌بار این فعالیت‌های مخرب غار وزمه است که پیش از آغاز پژوهش‌های باستان‌شناسی در دهه 1370 توسط حفاران غیر مجاز تقریبا به‌طور کامل حفاری شده بود و در نتیجه لایه‌های با قدمت ده تا هفتاد هزار سال که برای ده‌ها هزار سال حفظ شده بودند، در طی چند ماه از بین رفتند. این تراژدی تقریبا در همه جای کشور دیده می‌شود و با تبلیغ گنج و گنج‌یابی در شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام شدت بیشتری پیدا کرده است. وزارت میراث فرهنگی و ادارات استان‌ها و همچنین سازمان حفاظت محیط زیست در سال‌های گذشته تلاش کرده‌اند، که با ثبت بسیاری از این غارها در فهرست آثار فرهنگی و طبیعی ملی امکان حفاظت قانونی از آن‌ها را ایجاد کنند. اما این تلاش‌ها کافی نیستند و علاوه بر این دو وزارت و سازمان، سایر نهادهای مرتبط مثل آموزش و پرورش و صدا و سیما نیز بایستی در امر فرهنگ‌سازی و آموزش عمومی و جلب توجه به اهمیت فرهنگی و طبیعی غارها گام‌هایی بردارند. کاربری گردشگری غارها هم در کنار فراهم کردن امکان آشنایی مردم با زیبایی‌هایی محیط درون غارها و کسب درآمد برای کشور، متاسفانه تاثیرات مخربی روی محیط درون غارها و اکوسیستم آن‌ها گذاشته و می‌گذارد.

  • در آخر اینکه درباره کاوش‌هایی که در این غارها داشته‌اید ممنون می‌شوم توضیحاتی بدهید؟

نخستین آشنایی من با باستان‌شناسی غار در کرمانشاه به دهه 1360 و بررسی چند غار با آثار پارینه‌سنگی در بیستون بر می‌گردد که بعدها با انجام بررسی در نقاط دیگر استان از جمله شمال کرمانشاه، روانسر و میان دربند ادامه یافت. نخستین غاری که در استان کاوش کردم غار مِرتاریک در بیستون بود که به‌طور مشترک با یک تیم فرانسوی از دانشگاه بوردو فرانسه در سال 1383 انجام شد. این غار در دوره‌ی پارینه‌سنگی میانی مورد استفاده انسان نئاندرتال بوده و کاوش آن اطلاعات خوبی درباره شیوه‌های ابزارسازی این انسان و دیگر جنبه‌های زندگی آن‌ها ارایه کرد که اطلاعات آن در پرونده ثبت مجموعه بیستون در فهرست میراث جهانی یونسکو آمده است.

پس از این کاوش به دلایلی فعالیت‌های میدانی باستان‌شناسی من به سایر نقاط کشور از جمله اصفهان و گیلان کشیده شد و تا مدت‌ها از کرمانشاه دور بودم تا اینکه در سال‌های 89-1388 با همراهی دکتر شیدرنگ بررسی غارهای چند شهرستان از جمله ثلاث باباجانی، جوانرود، پاوه و روانسر را انجام دادیم که در نتیجه آن‌ها تعداد زیادی غار شناسایی و بررسی شد که آثاری از دوره‌های مختلف پارینه‌سنگی تا دوره‌های تاریخی و جدیدتر را در بر داشتند، پس از این بررسی دیگر فعالیت‌های میدانی جدی در استان نداشتم تا اینکه در سال گذشته و با حمایت اداره کل میراث فرهنگی استان موفق به بازنگری و کاوش غار وزمه در شهرستان اسلام آبادغرب شدم، این بازنگری اطلاعات جدیدی درباره پیشینه سکونتی انسان در این غار ارایه کرد که در حال حاضر مشغول مطالعه آن هستیم و امیدواریم در سال جاری بتوانیم نتایج اولیه آن را منتشر کنیم.

در خاتمه امیدوارم بتوانیم با حمایت ارگان‌های مختلف استان و نهادهای مسئول گام‌های بهتر و موثرتری در ثبت و حفاظت و معرفی غارهای استان از جنبه تاریخی و فرهنگی برداریم. این غارها حافظان تاریخ و پیشینه هزاران ساله نیاکان ما و دیرینه محیط آن‌ها هستند و بدون تردید هر نوع تخریب و آسیب به آن‌ها به معنای نابودی بخشی از پیشینه تاریخی – فرهنگی ساکنان این منطقه و کل بشریت است.

غارهای کارستی کرمانشاهان و جایگاه آن‌ها در مطالعات باستان‌شناسی ایران و جهان

close

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *