قلعه الموت، دارای ارزش‌های بسیار مهم تاریخی و فرهنگی است

قلعه الموت، دارای ارزش‌های بسیار مهم تاریخی و فرهنگی است

دکتر حمیده چوبک رئیس سابق پژوهشکده باستان‌شناسی ایران، و مدیر سابق پایگاه ملی قلعه الموت در گفتگوی اختصاصی با کانون باستان‌شناسی، به معرفی قلعه الموت و ویژگی‌های آن، مطالعات باستان‌شناسی و دست‌آوردهای آن، و نهایتا به موضوع پرونده ثبت جهانی این اثر ارزشمند تاریخی پرداخته است.

دکتر چوبک در رابطه با قلعه الموت به کانون باستان‌شناسی گفت: «قلعه الموت مانند دیگر آثار، دارای ارزش‌های بسیار مهم تاریخی فرهنگی است. شهرها و آبادی‌های بسیاری از گذشته به ما رسیده که ما خود نیز در این آبادی‌ها نقش داشتیم. قلعه الموت یکی از این آبادی‌ها و شهرهای گذشته ما است که نقش بسیار مهمی در فعالیت‌های تاریخی و فرهنگی داشته است.»

وی گفت: «قلعه الموت دارای دو جنبه بسیار مهم است: آثار و بقایای فرهنگی به دست آمده طی کاوش‌های باستان‌شناسی و جنبه مهم‌تر، نقش آن در تاریخ و فرهنگ ایران است.»

در ادامه متن این گفتگو را به روایت خانم دکتر چوبک می‌خوانیم.

در حقیقت، علت به وجود آمدن آثار و بناها و شناسایی زمینه‌هایی که به این آثار ارزش داده‌اند، از جمله مواردی است که برای باستان‌شناسان حائز اهمیت است. قسمت مهمی از کار باستانی‌شناسی مبتنی برای مطالعات کتابخانه‌ای و گردآوری مدارک و داده‌هایی است که متون در اختیار ما می‌گذارد. بنابراین بر اساس متون مطالعه شده، این مجموعه را نمی‌توانیم فقط «قلعه الموت» بنامیم، بلکه اینجا یک شهر است. در متون از این مکان به نام «بلدﮤ الاقبال» یاد شده است. سرزمین الموت یک منظر فرهنگی است که یک نظام خاص طبیعی و فرهنگی دارد. این منظر فرهنگی، یک هسته اصلی به نام «دژ الموت» دارد که مرکز فروانروایی آن بوده است.

سرزمین الموت در حاشیه جنوبی کوه البرز و شمال دشت قزوین قرار گرفته است. این ویژگی باعث شده که شهری با باروهای طبیعی به وجود آمده باشد. این شهر تنها از جنوب به سمت دشت است. این ویژگی‌های طبیعی و جغرافیایی، شرایطی را فراهم کرده تا این سرزمین خاستگاه رویداد مهم مقاومت و پایداری باشد و آثار ارزشمند تاریخی در این مجموعه شکل بگیرد.

قلعه الموت، دارای ارزش‌های بسیار مهم تاریخی و فرهنگی است ، گفتگو با دکتر حمیده چوبک
قلعه الموت، دارای ارزش‌های بسیار مهم تاریخی و فرهنگی است ، گفتگو با دکتر حمیده چوبک

از منظر باستان‌شناسی و جغرافیا، این مجموعه در حوزه آبریز کاسپین قرار دارد، و این باعث شده که فرهنگ‌هایی که در هزاره دوم پیش از میلاد در حاشیه سفیدرود شاهرود شکل گرفته‌اند، در این منطقه نیز شاهد این فرهنگ‌ها باشیم. در واقع ما باید به دنبال ردپاهای قدیمی‌تر در این منطقه باشیم.

از منظر تاریخی، قلعه الموت در منطقه دیلمان قرار گرفته است. سرزمین دیلم از دوره تاریخی (از ماد تا ساسانی) تا دوره اسلامی، تقش بسیار مهمی داشته است. در دوره اسلامی، منطقه دیلمیان در مقابل اعراب بسیار مقاومت کرد و زمانی که اسلام را پذیرفت، به یک هسته مقاومت شیعیان در مقابل خلفای عباسی تبدیل شد. یک خوانش جدید از مذهب و دین به‌جهت ارادت به حضرت علی (ع) و امام حسین (ع) در این منطقه شکل گرفت، فرقه‌های مختلف تشیع مانند زیدیه و علویه در این منطقه ایجاد شد. ما می‌دانیم که قزوین به مینودر یا باب الجنه نامیده ‌می‌شد، شرایط محیطی و تاریخی این منطقه، ایجاب می‌کرد که بتواند به‌عنوان مقدمه‌ای برای خاستگاه و ایجاد پایگاه‌های اسماعیلیه باشد.

کتاب «تاریخ و عقاید اسماعیلیه»، نگارش دکتر فرهاد دفتری و ترجمه دکتر فریدون بدره‌ای، انتشارات امیرکبیر به علاقمندان توصیه می‌شود.

پیش از ورود حسن صباح به این منطقه، ناصر خسرو از این منطقه عبور کرده و در سفرنامه خود به اهمیت این منطقه اشاره کرده است.

حسن صباح، در شهرری یا شهر قم متولد شد. در ری با مذهب اسماعیلیه آشنا می‌شود به‌عنوان شیعه اسماعیلی تعلیم می‌یابد. سپس به اصفهان رفته و در آنجا با عبدالملک‌ بن عَطاش؛ داعی اسماعیلیه آشنا شده و در شاه‌دژ آموزش می‌بیند. وی در ادامه به مصر سفر کرده و پس از گذراندن آموزش‌های بسیار تابع و پیرو گروه نزاریان شد. به وی ماموریت داده می‌شود که به ایران برگردد و به‌عنوان داعی مذهب اسماعیلیه، به ترویج این مذهب بپردازد. حسن صباح باتوجه به اطلاعاتی که از سرزمین الموت داشته، این مکان را به‌عنوان پایگاه مناسبی برای تبلیغات، آموزش و جذب پیروان انتخاب کرد. بر اساس متون، قلعه الموت در سال 483 ه.ق فرمانروایی به نام مهدی علوی داشته، و این قلعه توسط حسن صباح خریداری می‌شود (البته در مورد حسن صباح، داستان و افسانه‌های بسیاری وجود دارد)، در نهایت این محل تبدیل به دژ حسن صباح می‌شود.  

در متون ذکر شده است که در سده سوم ه.ق در اینجا قلعه‌ای وجود داشت. در کاوش‌های باستان‌شناسی صورت گرفته، مدارک به دست آمده مربوط به سال 483 ه.ق به بعد به دست آمده، و وجود آثار پیش از این تاریخ، همچنان برای باستان‌شناسان به‌عنوان سوال مطرح است.

حسن صباح از سال 483 تا سال 518 ه.ق در این قلعه زندگی کرد. وی به امور دینی، آمورش پیروان و مبارزه با سلجوقیان در قزوین و خلفای عباسی در بغداد مشغول بود. بر اساس آنچه گفته می‌شود، وی مردی دانشمند بوده که به علوم مختلف از جمله نجوم و ریاضی علاقه داشت و در دربار ملکشاه سلجوقی به کار دیوان محاسباتی مشغول بود.

قلعه الموت در حدود 200 سال مرکز حکومت اسماعیلیه بود. این قلعه بارها مورد هجوم قرار گرفته و توسط سلجوقیان محاصره می‌شود. بعد از حسن صباح 7 تن از جانشینان وی فروانروایی می‌کنند. رکن الدین خورشاه آخرین فرمانروا، در مقابل حمله‌ی هلاکوخان، مغول تسلیم شد. بر اساس متون، تسلیم شدن ایشان بنا به مصلحت و پیشنهاد خواجه نصیرالدین طوسی بوده که 22 سال در قلعه الموت زندگی می‌کرده است. در نهایت این قلعه توسط مغول‌ها تخریب شد. در متون آمده است که مجددا در سال 674 ه.ق اسماعیلیون به این محل باز می‌گردند. در کاوش‌های باستان‌شناسی آثاری از این بازگشت دیده شده است؛ کاشی به دست آمده مربوط به سال 678 ه.ق اشاره به این نکته دارد. در متون ذکر شده است در این دوره، قلعه دوباره بازسازی شد و توسط اسماعیلیون مورد سکونت قرار گرفت. در اواخر قرن 7 و اوایل قرن 8 ه.ق، مغول‌ها مجدد اسماعیلیان را سرکوب و دژ را تخریب کردند. بعد از تخریب دژ الموت، و در زمان تیموریان، مرعشیان در این منطقه ساکن بودند، و در متون آمده است که این منطقه به فراموش‌خانه تبدیل می‌شود. در دوران آل مرعشی و صفویه، این مکان به زندان و تبعید‌گاه مخالفان دستگاه‌های حکومت مرکزی تبدیل می‌شود. نام بسیاری از این افراد در متون ذکر شده است. در کاوش‌های باستان‌شناسی نیز مشخص شد که بر روی آثار دوره اسماعیلیان که در زمان مغول‌ها و ایلخانان تخریب می‌شود، مجددا قلعه‌ای برپا شده، و در نتیجه لایه‌های دوره صفوی و آل مرعشی بر روی دوره اسماعیلیان قرار دارد.

مجموعه الموت در شمال‌شرق روستای گازرخان، بعد از شهر معلم کلایه، در منطقه الموت قرار دارد. در حال حاضر، منطقه الموت از نظر سیاسی به دو بخش غربی و شرقی تقسیم می‌شود که دژ الموت در منطقه شرقی قرار دارد. علاوه بر دژ الموت که هسته مرکزی این مجموعه است، قلعه‌های دیگری نیز وجود دارند که به عنوان دروازه برای حفاظت استفاده می‌شدند. قلعه‌ها شامل قلعه قسطین‌لار، قلعه لمبسر در الموت غربی که نائب السلطنه بوده، شیرکوه که مسیر طالقان از این قلعه عبور می‌کرده، قلعه آوه که مسیر آوه از اینجا عبور می‌کرده. قلعه شمس کلایه، قلعه نویزرشاه که دروازه مسیر به سمت شمال بوده است؛ در نتیجه می‌توان گفت که مجموعه الموت یک دژشهر است.

هسته اصلی این مجموعه بر روی یک صخره منفرد قرار گرفته که با دره‌هایی عمیق محصور شده است. ارتفاع این صخره در حدود 2100 متر از سطح آب‌ دریا و 220 متر از سطح زمین‌های اطراف است. چنین ویژگی‌های طبیعی باعث انتخاب این منطقه به عنوان مرکز حکومت توسط حس صباح بوده است، و مکان‌هایی که امکان دسترسی داشتند، با دیوار و بارو بسته شده‌اند.

موضوعات مرتبط:
ثبت جهانی «قلعه الموت» قزوین سال‌جاری پیگیری می‌شود

خانم دکتر چوبک در ادامه در رابطه با تاریخچه فعالیت‌های باستان‌شناسی در قلعه الموت گفت: «پایگاه میراث فرهنگی از سال 1380 تا سال 1397 به مدیریت من در این منطقه برقرار بوده است. پیش از این، در دهه 60 میلادی، ایوانف و پیتر ویلی در این منطقه کاوش کرده و در کتاب‌های خود چند نقشه از این منطقه را ترسیم کرده‌اند. در سال 1378، خانم فاطمه کریمی نیز کاوش‌هایی را در این منطقه انجام دادند.»

او افزود: «از سال 1380تا 1397 ه.ش، 14 فصل کاوش (در حدود 5000 متر مربع) در این منطقه انجام شده است. مساحت این صخره در حدود 3 هکتار است و به دلیل ساخت برج، باروی دیده‌بانی و دیگر فضاهای معماری در شیب صخره، دارای معماری پلکانی است.»

شرح وضیعت قلعه الموت از دیدگاه باستان‌شناسی را به روایت دکتر حمیده چوبک می‌خوانیم:

قلعه حسن صباح (هسته مرکزی مجموعه)، شامل دو بخش قلعه پایین و قلعه بالا است. در قلعه پایین، بخش‌های صنعتی مانند کوره‌های سفالگری، آجرپزی و آهنگری قرار دارد. قلعه بالا نیز دارالعماره محسوب می‌شد. قلعه بالا به دلیل اختلاف سطح با قلعه پایین دارای باروی مستقل است. بیشتر دیواره‌ها و آثار معماری به صورت دست‌کند در صخره ایجاد شده است. به این صورت که بخشی از صخره تراشیده شده و دیوارها و فضاها در آن ساخته شده‌اند. همچنین از فرورفتگی‌های طبیعی موجود در صخره به منظور ایجاد فضاهای معماری استفاده شده است. در مکان‌هایی که دیواره صخره جهت ساخت دیوارها وجود نداشت، از لاشه سنگ‌های صخره استفاده شده است.

در این مجموعه، دروازه‌ای در قلعه پایین با دیوارهای استحکاماتی و پلکانی کنده شده در صخره وجود دارد. این نوع از دروازه‌ها در مینیاتورها نیز تصویر شده‌اند. علاوه‌براین، دژ اصلی نیز دارای دروازه‌ای با 2 پای سنگی و تزیینات آجری در قسمت بالای آن بود. در دو مینیاتور از جامع التواریخ این نوع از دروازه‌ها به تصویر کشیده شده است. در آوار قلعه، نمونه آجرهای استفاده شده در قسمت بالای دروازه به دست آمد. در این زمینه، اهمیت مطالعه متون و استفاده از دیگر مدارک، به روشنی دیده می‌شود.  

در متون ذکر شده است که، پس از دروازه، ساباط، انبارها و مخازن آب بی‌شمار وجود دارد. تمامی این موارد در کاوش‌های باستان‌شناسی یافت شده است. همچنین در متون آمده است که از نهر آبی، برای قلعه آب آورده می‌شد که احتمالا نهر تارولات است. در این کاوش‌ها، شبکه آبیاری قلعه به دست آمده، که شامل تنبوشه‌هایی بوده و بیشتر آب مورد نیاز از بارش برف و باران تامین می‌شده و مخازن آب از این طریق پر می‌شده.

در متون ذکر شده است: در کمر قلعه، نهری بزرگ کنده بودند «دریا آسا»، که آثاری از این نهرها نیز در کاوش‌ها به دست آمد. این نهرها بسیار شبیه حوضچه‌های آبی بود که نبطی‌ها در پترا ساخته‌اند. محتمل است که جمعی از دانشمندان از سراسر جهان در این ساخت و ساز مشارکت داشته باشند. به عنوان مثال، در ورودی قلعه بالا نوعی ساخت و ساز معماری سنگی از سنگ‌های بسیار خوش‌تراش وجود دارد که شبیه معماری بناهای مصر در دوران فاطمیون است. در آن دوره، اسماعیلیان و حسن صباح دارای قلمرو فرهنگی و قلمرو ارتباطی فرامرزی بودند. از یک طرف با مصر، از طرفی با سوریه و از یک طرف دیگر با بین النهرین در ارتباط بودند و ما شاهد تاثیرات این تمدن‌های هم‌زمان در معماری این دوره هستیم. در ظفرنامه حمدالله مستوفی معماری این بنا توصیف شده است. از منظر قلمروفرهنگی، قلعه‌های سوریه تحت نظر حکومت اسماعیلیه الموت بودند. در واقع الموت مرکز نزاریان بود و جایگاهی فراملی و فرامرزی داشت.

یکی از موثرترین و مهمترین آثاری که در کاوش‌ها به دست آمده، کشف بنای مولاسرا است. در متون از این بنا یاد شده و توصیف می‌شود که آجرهای آن از بغداد آورده شده است. آجرهای این بنا به روش بغدادی و بسیار خوش‌تراش است. بر اساس متون، این مکان محل تجمع بزرگان (ولی اسماعیلیه) بوده و به همین دلیل به آن مولاسرا گفته می‌شد. مساحت این فضا در حدود 100 متر مربع بوده و کاملا الگوی یک گنبدخانه‌ی سلجوقی را دارد، اما متاسفانه گنبد آن فرو ریخته است. از سال 483 تا 654 ه.ق 3 یا 4 دوره تعمیرات، در طول دوره اسماعیلیه بر روی این بنا انجام شده است. در قسمت میانی بنا، دو سردابه وجود داشت. در ابتدا شناخت کاربری این فضاها بسیار اهمیت داشت و تصور می‌شد که ممکن است مقبره حسن صباح و جانشینان وی باشد، اما متاسفانه آثاری از این مکان به دست نیامد. یکی دیگر از سوالاتی که همچنان مطرح است؛ یافتن مکان دفن حسن صباح است. چرا که در متون آمده که ایشان را در کنار مسجد دفن کرده‌اند. پس از وی نیز جانشینانش در کنار او به خاک سپرده شدند. این مکان، محلی برای زیارت پیروان حسن صباح بوده است.

دوره های مختلف معماری، آثار گچ‌بری، کاشی زرین فام و ساده در این مجموعه دیده شده که همچنان اشاره به کاخ‌دژ بودن این مکان تاریخی دارد. بیشتر کاشی‌های زرین فام به دست آمده مربوط به قرن 7 ه.ق؛ زمان علاءالدین محمد، پدر رکن‌الدین خورشاه و تاریخ 674 ه.ق؛ زمانی که قلعه مجدد توسط نودولت اسماعیلیه بازسازی شد، است.

همچنین در متون به یک سردر عالی اشاره شده است که این نیز خوشبختانه در کاوش‌ها به دست آمد. از نظر نقشه، ورودی آن شبیه گنبد علویان همدان چند بخشی است و هر بخش آن دارای تزیینات آجرکاری ارزنده است. این سردر تخریب شده و زیر یک اصطبل دوره صفویه قرار داشت. در طی کاوش با حفظ اصطبل،زیر آن کاوش و سردر کشف شد.

در تزیینات آجرکاری، استفاده از کتیبه کوفی بسیار جالب توجه بوده است. در متون ذکر شده که حسن دوم در سال 559 ه.ق به دلیل گرمای زیاد در ماه رمضان، اعلام می‌کند که واجبات روزه دیگر بر اسماعیلیون واجب نیست، و در آن روز یعنی 17 ماه رمضان افطار می‌کنند. این اتفاق بر سردر عالی ثبت شده است. متاسفانه به دلیل تخریب وارده، به این کتیبه دست نیافتیم اما امیدواریم که قطعات شکسته‌ی کتیبه‌ها خوانده شود تا بدانیم که به چه موضوعی اشاره دارد.

بخش‌های دیگر قلعه: بخش دماغه که شامل تاسیسات نظامی است. شکل قلعه به دلیل کشیده بودن، به عرشه کشتی مانند است. در بخش دماغه حوض معروفی وجود دارد که می‌گویند آب در آن هیچ‌وقت حرکت نمی‌کرد و به پایین سرازیر نمی‌شد و دارای یک راه آب زیرزمینی است. جهت درک بیشتر در این مکان کاوش‌هایی انجام شد. در ابتدا خاک‌برداری صورت گرفت و آب آن خارج شد، اما راه آبی وجود نداشت. به نظر می‌رسد آب جمع شده در این حوض به دلیل قرارگیری در شیب، تبخیر نشده و در حوض باقی ‌می‌مانده و از طریق‌ کانال به جاهای دیگر منتقل می‌شده. با اطمینان می‌توان گفت که آب در سرتاسر قلعه در حال چرخش بوده و نهرها و تنبوشه‌ها همه‌جا را آبیاری می‌کردند، و در نهایت آب اضافی از بخش شمال‌شرقی، از پشت دیواری که مانند سد عمل می‌کرد، به بیرون سرازیر می‌شد. این آب در حوضچه‌ای جمع شده و از طریق تنبوشه‌ها زمین‌های اطراف را آبیاری می‌کرد. در پایین قلعه یک کوره کاشی‌پزی پیدا شد، بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که آب‌های اضافی نیز به درستی مصرف می‌شده.  

یافته‌های ارزشمندی ازجمله سفالینه‌هایی از دوره‌های مختلف به دست آمده است. این یافته‌ها در مرکز مطالعه سفال جهت مطالعات آتی نگهداری می‌شوند. قصد داریم برنامه‌ای را طرح‌ریزی کنیم تا این سفال‌ها توسط دانشجویان و علاقه‌مندان مطالعه شود تا دیدی جامع از سفال‌های قرن 5 تا 12 ه.ق به دست آوریم. گونه‌ی سفالی الموت یا کاسپین؛ گونه سفالی مهم به دست آمده از این مکان با نقش عقاب است. سفال‌های زرین‌فام، مینایی زراندود، قلم مشکی‌ها از جمله سفال‌های به دست آمده است که نشان از سطح عالی زندگی در این کاخ دژ دارد.

علاوه بر نظامی بودن این قلعه، به اتفاقات و رویدادهای علمی از جمله علم نجوم نیز در این مکان می‌پرداختند. گفته می‌شود که کتاب «دُستورالمنجمین» کتابی در باب نجوم، در این مکان نوشته شد. این کتاب اخیرا توسط موسسه میراث مکتوب، بر اساس تصاویری که از کتابخانه فرانسه گرفته شده، به چاپ رسیده است. البته این کتاب باید ترجمه شود که در حال حاضر، دکتر سیدجلال حسینی بدخشانی در حال مطالعه و تحقیق درباره این کتاب هستند. در متون آمده است که در این محل کتابخانه‌ای وجود داشته که اثری از آن تاکنون در کاوش‌ها به دست نیامده است. خواجه نصیرالدین طوسی در اینجا کتاب‌هایی را در باب شیعه 12 امامی به رشته تحریر در آورده‌اند. همچنین این مکان محل رفت و آمد دانشمندان بسیاری بوده است. علم پزشکی (استفاده از داروهای گیاهی) در این محل رواج داشته که البته تا حدودی آمیخته با افسانه است.

این قلعه در سال 1380 ه.ش به ثبت ملی رسید و عرصه و حریم آن مشخص شد. در ادامه، برنامه مدیریتی برای این محل تعریف و برای میراث جهانی فرستاده شد. این مجموعه در فهرست ثبت موقت قرار گرفت، اما پرونده ثبت جهانی آن (اطلاعات و نقشه‌ها) نیاز به کامل شدن دارد. امیدواریم با حمایت‌های استان و معاونت میراث فرهنگی پرونده ثبت جهانی تکمیل گردد. لازم به ذکر است، اثری در فهرست میراث جهانی ثبت می‌شود که مشکلات مدیریتی در حفظ عرصه و حریم نداشته باشد. مشکلات موجود در این پرونده عبارتند از وجود روستای گازرخان در حریم این مکان، ساخت و سازهایی انجام شده در حریم منظری، آبیاری باغ‌ها که ممکن است باعث رانش در منطقه شده باشد. امیدواریم با رفع این مشکلات، پرونده ثبت جهانی «قلعه الموت و منظر فرهنگی آن» به شایستگی کامل، و به ثبت جهانی برسد. همانطور که در ابتدا به آن پرداخته شد، اینجا تنها یک قلعه نیست، مجموعه‌ای طبیعی، تاریخی، فرهنگی است. روستاها در این منطقه، یکی از ارزش‌های آن محسوب می‌شوند که برخی از بافت‌های آن ثبت شده است. خانه‌هایی ارزشمند و تاریخ شیعه در این منطقه شکل گرفته، امامزاده‌ها حائز اهمیت هستند، که مورد حفاظت، مرمت و بازسازی قرار گرفته‌اند. طبیعت آن مانند کوه‌ها، دریاچه اُوان، رودخانه‌ها، مجموعه‌های بی‌نظیر محیط زیستی هستند که قلعه الموت و منظر فرهنگی آن را تشکیل می‌دهند.   

قلعه الموت، دارای ارزش‌های بسیار مهم تاریخی و فرهنگی است ، گفتگو با دکتر حمیده چوبک
close

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *