گفتگوی اختصاصی با دکتر مصطفی ده‌پهلوان مدیر موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران (بخش دوم)

گفتگوی اختصاصی با دکتر مصطفی ده‌پهلوان مدیر موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران (بخش دوم)

انزوای باستان‌شناسان دردی از جامعه باستان‌شناسی دوا نمی‌کند، و مطمئنا هیچ‌کس به دنبال این دوستان نخواهد رفت، و متاسفانه بسیاری از پیشکسوتان به‌نام، این راه را انتخاب کرده‌اند، و با قهر و دوری گزیدن فضای باستان‌شناسی را در سازمان و وزارت میراث فرهنگی خالی گذاشته‌اند، و این سبب شده است که افرادی از دیگر حوزه‌ها وارد این گود شوند، و ای‌کاش این عزیزان به جای خالی کردن عرصه می‌جنگیدند، و در نتیجه می‌توانستند بسیاری از باستان‌شناسان را با خود همراه کنند.

مشکلات باستان‌شناسی و جامعه باستا‌ن‌شناسان کشور

پس از گذشت سال‌ها از عمر میراث‌فرهنگی با عناوین مختلف، و پس از گذشت سال‌ها از عمر پژوهشکده باستان‌شناسی، و موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران، آیا در این سال‌ها اقداماتی در این زمینه شده است؟ آیا شرایط لازم فراهم شده است؟ این سوالاتی است که همواره باید از خود بپرسیم.

گفتگوی اختصاصی با دکتر مصطفی ده‌پهلوان مدیر موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران

دکتر ده‌پهلوان دغدغه خود را اینگونه بیان می‌کند، «چه اندازه گروه‌های باستان‌شناسی دانشگاه‌های کشور، به فکر سامان باستان‌شناسی کشور هستند؟ به عنوان مثال آیا دانشگاه تهران در دوره های تحصیلات تکمیلی به فکر گرایش های تخصصی تر و میان رشته ای در  باستان‌شناسی هست؟ که باری از باستان‌شناسی کشور را به دوش بکشد؟ یا طبق روال گذشته دانشجو وارد دانشگاه می‌شود و یک سری مطالب تکراری می‌آموزد و از پایان‌نامه خود دفاع می‌کند و از دانشگاه خارج می‌شود؟ آیا دانشگاه بوعلی همدان قصد آموزش تخصص خاصی را ندارند؟ مثلا دانشگاه تبریز در حوزه باستان‌سنجی و مرمت وارد شده و فعالیت می‌کند، دانشگاه اصفهان هم در همین زمینه‌ها فعالیت می‌کند، دانشگاه نیشابور، دانشگاه زاهدان، دانشگاه کرمانشاه، و دانشگاه‌های دیگر همچون اردبیل، قصد ندارند به گرایش‌های مختلف بپردازند؟ به نظر من تا زمانی‌که به مرحله تقسیم بار سنگین باستان‌شناسی بین دانشگاه‌های کشور فکر نکنیم و در این زمینه برنامه‌ریزی نکنیم، تقسیم وظیفه نکنیم و در حوزه های مختلف گام بر نداریم، به اعتقاد من باستان‌شناسی ایران قادر نخواهد بود که به صورت جدی به سمت رشته‌های میانه‌رشته‌ای به صورت جدی گام بردارد.»

او می‌گوید: «در جلساتی که با استادان و همکاران در دانشگاه تهران داشتیم، مطرح کردم که اگر روزی قرار به جذب هیئت علمی جدید باشد، ما دیگر به باستان‌شناس نیاز نداریم، بلکه نیاز به جذب متخصصین میان‌رشته‌ای وجود دارد. ما به یک باستان‌جانورشناس، آرکئومتر، متالوژیست، کانی‌شناس، زمین‌شناس، و … نیاز داریم؛ باستان‌شناسان ما واقعا چقدر سواد زمین‌شناسی دارند؟ چقدر باستان‌شناسان به نرم‌افزارهایی همچون GIS، SPSS، و دیگر نرم‌افزارهای کاربردی تسلط دارند؟ من معتقدم بسیاری از واحدهای دوره‌ی کارشناسی را باید کاملا فراموش کنیم، و اعتقاد دارم در دوره‌ی کارشناسی دو سال واحدهای عمومی باستان‌شناسی می‌بایست تدریس شود، و سپس با توجه به گرایشی که دانشجو، در دوره‌ی کارشناسی انتخاب کرده است، دو سال نرم‌افزارهای تخصصی و واحدهای درسی تخصصی هر گرایش را آموزش دهیم.»

رئیس موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران، معتقد است که دانشجوی ده سال پیش با دانشجوی امروز متفاوت است، و پیچیدگی‌های بیشتری دارد، و بنا به فراخور زمان می‌بایست او را با چالش‌های علمی زمان خود درگیر کرد، می‌بایست روش پژوهش را در ترم پنجم دوره‌ی کارشناسی به دانشجویان آموخت تا زودتر به با پژوهش و نگارش آشنا شوند و در طول دوران تحصیل و پیش از دریافت مدرک کارشناسی توانایی نگارش را بیابند و اشکالات خود را به کمک استادان رفع کنند.

گفتگوی اختصاصی با دکتر مصطفی ده‌پهلوان مدیر موسسه باستان‌شناسی دانشگاه تهران
گروه‌های صنفی؛ جامعه باستان‌شناسی ایران و انجمن باستان‌شناسی ایران

دکتر ده‌پهلوان در رابطه با فعالیت‌های گروهی و صنفی در بین باستان‌شناسان ایرانی گفت: «من یک دوره عضو هیئت مدیره جامعه باستان‌شناسی بودم، و در حال حاضر سومین سال است که نایب رئیس انجمن باستان‌شناسی ایران هستم، در هر دو مورد فعالیت این گروه‌ها مورد تقدیر است، چرا که براساس دغدغه‌هایی که وجود داشته به 

چرا که براساس دغدغه‌هایی که وجود داشته به ایجاد چنین تشکل‌هایی روی آوردند، اما در هر دو مورد متاسفانه، همکاری اعضاء با هیئت مدیره بسیار ضعیف است، شاید این ضعف هیئت مدیره‌ی این تشکل‌ها باشد که نتوانستند انگیزه لازم را برای اعضاء خود فراهم کنند تا آن‌ها را به فعالیت، همکاری، تکاپو تشویق کنند. متاسفانه باستان‌شناسان در طول این سالیان به نظر من ضعیف عمل کرده‌اند، به عنوان مثال در سازمان میراث فرهنگی، که به گفته استادان، باستان‌شناسان پایه‌های آن را گذاشته‌اند، امروزه جایگاه چندان محکمی در آن ندارند، و به نظر من این ضعف از درون جامعه باستان‌شناسی است؛ براساس مسئولیتی که ده سال در دانشگاه تهران به عنوان مدیر موزه‌های دانشگاه داشتم، ارتباطاتی با افراد مختلفی از گروه‌های دیگر همچون معمارها، و شهرسازها، و … داشتم، و قیاسی که من بین این گروه‌ها و باستان‌شناسان داشتم، این بود که در بین رشته‌های دیگر علی‌رغم اختلاف داخلی و صنفی که با یکدیگر داشتند، در برخورد با جامعه خارج از خود به شدت حامی و پشتیبان یکدیگر بودند، به نظر من ضعف اخلاق حرفه‌ای در بین باستان‌شناسان وجود دارد، و ما باید کمی در برابر همکاران خود، شکیباتر باشیم، و علی‌رغم انتقادات احترام متقابل را حفظ کنیم، و انتقادپذیر باشیم.»

وی افزود: «در جامعه باستان‌شناسی در دوره‌ای که من عضو هیئت مدیره بودم، از من خواسته شد، که به نقد کتاب یکی از استادان بپردازیم، اما من معتقد بودم پیش از آن می‌بایست یک‌سری نشست‌های علمی برگزار کنیم، و حسن نیت خود را اثبات کنیم، و بعد به نقد هم بپردازیم که این تصور به وجود نیاید که تنها قصد نقد و به چالش کشیدن داریم، حتی در ابتدای راه گروه‌های علمی متعددی تشکیل شد، که به عنوان مثال خود من رئیس گروه اشکانی جامعه شدم، و برنامه‌ای تدوین کردم، و عده‌ای هم عضو شدند اما عملا فعالیتی صورت نگرفت. به نظر من سازوکار جامعه باستان‌شناسی نیاز به تغییر دارد، و شاید دلیل آن این باشد که باستان‌شناسان ایرانی هنوز به بلوغ فکری در فضای مجازی نرسیده‌اند، و نیاز است در کنار گردهمایی‌های حضوری، فعالیت مجازی را تجربه کنیم، تا بتوانیم به مرور همکاری مجازی را به بلوغ برسانیم. به نظر من در بین باستان‌شناسان ایرانی منافع فردی همیشه بر منافع جمعی ارجحیت داشته، و اگر به جایگاهی برسیم که منافع جمعی را ارجح بدانیم، قطعا همه از آن منتفع خواهند شد. در واقع منافع جمعی، منفعت فردی هم خواهد داشت، اما منفعت فردی، نمی‌تواند منافع جمعی را تامین کند.»

او معتقد است که سیاست‌گذاری‌های وزارت میراث فرهنگی می‌بایست به دست باستان‌شناسان انجام شود و نه معماران، و شهرسازان و مرمت‌گران، او در این زمینه گفت: «در موارد متعددی می‌توانم نام ببرم که مدیریت پایگاه‌های میراث فرهنگی به عهده مرمت‌گران بوده‌ است و با تصمیمات غلط خود پایگاه را به قهقرا برده‌اند؛ به نظرم من میراث فرهنگی مثل جام بلوری در دستان یک مجنون است، که باید این شخص مجنون را مدیریت کرد و او را تحت کنترل درآورد. تا بتوان این جام بلور را از او چرفت و به سر منزلی امن رساند.»

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: «انزوای باستان‌شناسان دردی از جامعه باستان‌شناسی دوا نمی‌کند، و مطمئنا هیچ‌کس به دنبال این دوستان نخواهد رفت، و متاسفانه بسیاری از پیشکسوتان به‌نام، این راه را انتخاب کرده‌اند، و با قهر و دوری گزیدن فضای باستان‌شناسی را در سازمان و وزارت میراث فرهنگی خالی گذاشته‌اند، و این سبب شده است که افرادی از دیگر حوزه‌ها وارد این گود شوند، و ای‌کاش این عزیزان به جای خالی کردن عرصه می‌جنگیدند، و در نتیجه می‌توانستند بسیاری از باستان‌شناسان را با خود همراه کنند. یک باستان شناس و متخصص کار آزموده دیگر به خود تعلق ندارد بلکه به جامعه و کشور خود تعلق دارد و نباید به میل خود رفتار کند، جامعه باید را بسنجد و خود را وقف آن کند. او افزود: «یکی از دوستان معتقد بود که با انزوای خود در حال مبارزه است، در صورتیکه به نظر من اینگونه رفتارها مبارزه منفی و نوعی حماقت است. حماقتی که نه تنها به خود فرد بلکه به مجموعه باستان‌شناسی کشور آسیب وارد می‌کند، و فضاهای کاری و مدیریتی را برای دیگر تخصص‌ها خالی می‌گذارد؛ به اعتقاد من انرژی‌هایی که می‌تواند باعث هم‌افزایی شود، صرف بازدارندگی در باستان‌شناسی کشور می‌شود، و در موارد بسیاری مشاهده شده که به خاطر کدورت‌های شخصی جلوی فعالیت پژوهش‌گر جوانی گرفته شده، و او را به انزوا کشیده‌اند. او معتقد است که نگاهی در بین پیشکسوتان و مدیران وجود دارد که اگر به جوانان بها بدهیم، این باستان‌شناس جوان باعث تخریب محوطه می‌شود، این درحالی است که محوطه‌های باستانی کشور هر روز مورد حفاری‌های غیرقانونی بیشماری قرار می‌گیرند. اگر ناظر علمی کاوش متخصص و مجرب باشد، این جوان می‌تواند به بالندگی برسد، و از تجربیات ناظر پیشکسوت خود نیز استفاده کند.»

او در پایان گفت: «مگر پیشکسوتان ما روزی جوان نبوده‌اند؟ و آیا خطا نداشته‌اند؟ پس می‌بایست به جوانان اعتماد کنیم و به آن‌ها بها بدهیم، و اگر این فرصت را برای جوانان فراهم نکنیم، روزی خواهد رسید، که با خلاء یا کمبود باستان‌شناس مجرب مواجه خواهیم شد.»

close

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *