اگر این تصمیم واقعی باشد ، عجولانه بوده و یک تصمیم احساسی هست

اگر این تصمیم واقعی باشد، عجولانه بوده و یک تصمیم احساسی هست

دکتر علیرضا‌ جعفری‌زند، سرپرست کاوش‌های باستان‌شناسی در تپه اشرف اصفهان، و کارشناس رسمی دادگستری در رابطه با انتقال گنجینه موزه ملی به زیر زمین مرقد امام، معتقد است که مکان در نظر گرفته شده می‌بایست در ابتدا ساختار و الزامات یک موزه را داشته باشه چرا که امروزه یک مکان مطابق با کارکرد طراحی می‌شود.

وی گفت: «یک موزه می‌بایست در رابطه با مفهوم و جایگاهی باشد که برای آن تعریف می‌شود. یعنی اگر موزه‌ای برای نمایش یک مجموعه از آثار فرهنگی انتخاب می‌شود، می‌بایست آثار و کاربری در نظر گرفته شده با فضای در نظر گرفته شده سنخیت داشته باشد. به عنوان مثال موزه‌ای که در کنار مقبره ناپلئون – به عنوان یک شخصیت جنگجوی تاریخی – قرار دارد، برای نمایش جنگ افزار‌های اولیه تا زمان ناپلئون در نظر گرفته شده است.»

اگر این تصمیم واقعی باشد، عجولانه بوده و یک تصمیم احساسی هست، دکتر علیرضا‌ جعفری‌زند، سرپرست کاوش‌های باستان‌شناسی در تپه اشرف اصفهان

دکتر جعفری‌زند افزود: «امام خمینی (ره) هم شخصیتی دینی، تاریخی و سیاسی است که در پیشبرد مسئله‌ی تشیع تاثیر گذار بوده است، بنابراین اگر قرار است موزه‌ای درکنار آرامگاه امام خمینی ایجاد و تاسیس شود، باید سنخیتی با فعالیت‌های سیاسی، و مذهبی ایشان داشته باشد. در نتیجه می‌توانیم در مرقد امام خمینی موزه‌ای در رابطه با شعائر مذهب تشیع تاسیس کنیم، که نمایشگاهی باشد از آثار تشیع در ایران و جهان، به عنوان یک مثال داخلی در ایران در مدرسه چهارباغ اصفهان مربوطه به سده دهم هجری قمری است که تمام کتیبه‌های آن در راستای شعائر شیعه، و درست به مانند یک گالری یا نمایشگاه است؛ به نظر من نمایش آثار تاریخی و پیش از تاریخی در یک مکان مذهبی و زیارتی منطقی به نظر نمی‌رسد، و اگر واقعا اصرار بر چنین تصمیمی هست، حداقل می‌توان آثار دوره‌ی اسلامی  را در این محل به نمایش گذاشت تا حداقل سنخیتی با فضا و مکان در نظر گرفته شده داشته باشند.»

وی در ادامه با اشاره به موزه‌ی آستان قدس رضوی گفت: «به جرئت می‌توان گفت 80 تا90 درصد اشیا به نمایش گذاشته شده در این موزه مربوط به دوره‌ی اسلامی و آثاری است که با کاربری این مکان سنخیت دارد.» وی افزود: «فرضا اگر آثار پیش از تاریخ شوش را در این محوطه به نمایش بگذاریم هیچ مفهومی ندارد و احتمالا چندان هم مورد استقبال بازدیدکنندگان قرار نخواهد گرفت.» وی گفت: «اگر بنا به تاسیس موزه‌ای در جوار مرقد امام خمینی است، این موزه می‌تواند موزه انقلاب، و یا موزه‌ای در ارتباط با فعالیت‌های امام خمینی باشد و یا در رابطه با مسائلی که همیشه برای او حائز اهمیت بوده و در طول زندگی خود در راستای آن تلاش کرده.»

دکتر جعفری زند در ادامه افزود: «اگر این تصمیم واقعی بوده باشد، به نظر من مقداری عجولانه بوده و یک تصمیم احساسی هست، چراکه امروزه یک موزه باید شرایط ویژه‌ای را داشته باشد؛ و اگر قرار است با یک سری امکانات ابتدایی، مکانی که شاخصه‌های اولیه یک موزه را ندارد به موزه تبدیل کنیم، قطعا بازخورد مناسبی دریافت نخواهیم کرد.»

وی در ادامه به فاصله‌ی مرقد امام خمینی تا تهران اشاره کرده و این فاصله را از معایب تاسیس چنین موزه‌ای در این مکان دانست، و با اشاره به موقعیت مرقد امام خمینی گفت: «این مکان در حاشیه یک بزرگراه است و تامین امنیت این مکان دشوار است، این آرامگاه از ابتدا برای موزه و یا مخزن موزه طراحی نشده است. و خصوصیات اولیه یک موزه را ندارد، به عنوان مثال اولین موزه ایران که ناصرالدین شاه در مجوعه‌ی کاخ گلستان دایر کرد را در نظر بگیرید، در آن زمان ساختمان‌های متعددی وجود داشت که می‌توانست یکی از آن‌ها را به موزه تبدیل کند، اما تصمیم به ساخت یک موزه گرفت چراکه او هم در آن سال‌ها می‌دانست که موزه باید شرایط ویژه‌ای داشته باشد. در واقع این تفکر که ساختمان و موقعیت موزه شرایط ویژه‌ای را می‌طلبد در حدود صد و اندی سال پیش وجود داشته. امروزه شما هر جایی را نمی‌توانید به موزه تبدیل کنید. حتی اگر معمار‌های حرفه‌ای و متخصص برای تغییر کاربری به کار گمارده شوند، موضوع موقعیت مکانی آن را نمی‌توان نادیده گرفت؛ ایران در حال حاضر موزه‌ای درخور تاریخ و فرهنگ عظیم خود را ندارد، و من امیدوار هستم که آقای دکتر مونسان به فکر این باشند که با انتخاب مکانی درست و مناسب، و با به کارگیری معماران توانمند موزه‌ای در خور فرهنگ و تمدن کهن ایران احداث و تاسیس کنند.»

وی در ادامه با بیان این مطلب که پراکندگی موزه‌ها در سطح کشور، و راه‌اندازی موزه‌های منطقه‌ای در حال حاضر نمی‌تواند راه‌حل مناسبی باشد، افزود: «به نظر من ما در حال حاضر نیاز به یک موزه بزرگ و مدرن در مرکز کشور داریم، یک موزه‌ی مادر که به عنوان یک نماد تاریخی فرهنگی در دنیا شناخته شود، از اروپا و موزه‌های مدرن و پیشرفته‌ی آن در بریتانیا، برلین و لوور گذشته، ما نمونه‌های شاخص و بارزی در همین خاورمیانه داریم، به عنوان مثال موزه بغداد و استانبول را در نظر بگیریم، ما می‌بایست یک موزه‌ی مادر داشته باشیم که در قلب پایتخت باشد، از طرف دیگر من به جرئت اعلام می‌کنم ما درتمام شهر‌های ایران آثاری داریم که برای نمایش در موزه‌های کوچک‌تر و منطقه‌ای قابلیت نمایش دارند. به عنوان مثال در اصفهان هزاران قطعه آثار ارزشمند وجود دارد در خوزستان، شوش، همدان همینطور، و این آثار قابلیت این را دارد که در موزه‌های منطقه‌ای به نمایش درآید، پس نیازی نداریم که اثار موزه‌ی مرکزی و مادر را تقسیم کنیم. اما متاسفانه ما در کشور خود یک تفکر جامع راجع به ایجاد موزه نداریم و هنوز موزه را با یک انباری اشتباه می‌گیریم و فکر می‌کنیم موزه جایی است که می‌شود آثاری را بدون هیچ پیش زمینه‌ای در آن به نمایش گذاشت در حالی که موزه تعریف خاص خود را دارد بنابراین اگر ما موزه‌ای را ایجاد می‌کنیم باید یک تفکر عمیق در پس زمینه‌ی آن وجود داشته باشد نه اینکه فکرکنیم هر ساختمانی را با گذاشتن یک سری آثار می‌توانیم به موزه تبدیل کنیم.»

 

وی در پایان یادآور شد که موزه ملی سال‌هاست که در همین وضعیت باقی‌مانده، هرچند که بخش اسلامی به آن اضافه شده ولی این موزه در کنار موزه‌های مرکزی دنیا مثل یک نمایشگاه است و شما در عرض یک مدت کوتاهی می‌توانید کل موزه را بازدید کنید، اما هرکس که با تمدن و تاریخ ایران آشنا است می‌داند که این موزه مانند یک غرفه از یک موزه است و نه یک موزه!» وی اضافه کرد: «زمانی که شنیدم بخشی از این موزه با توجه به پیشنهاد اقای مونسان قرار است منتقل شود، بسیار خوشحال شدم و تصور کردم که قرار است که یک موزه‌ی بزرگ در خورد نام ایران شکل بگیرد، اما متاسفانه مکان در نظر گرفته شده مناسب این نیاز نیست و باید کمی در این رابطه تعمق کرد، مرقد امام هم می‌تواند میزبان آثاری در راستای شخصیت و فعالیت‌های سیاسی، مذهبی و فرهنگی امام خمینی باشد.»

close

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *